فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

320

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

را به خطر انداختند و بيمى به خود راه ندادند ، مخفى شدند . سفير تمام زمستان و قسمتى از تابستان بعد را اجبارا و در حالى كه نمىتوانست كمترين خبرى دربارهء نيات نامطلوب شاه عباس به شاه اسپانيا بدهد يا از وى درخواست پول كند در اصفهان ماند . وضع هرمز نيز بقدرى نامطلوب بود كه وى هيچگونه اميدى به ثبات اوضاع آن جزيره نداشت . مشكل فرستادن و دريافت كردن نامه نيز بسبب دقت فوق العاده‌اى كه حكمران هرمز ، دن‌لوئى دوگاما ، در بستن راه چاپارها به عمل آورده بود هرروز افزون مىشد . برخى از روحانيان فرقهء اگوستن كه در اصفهان زندگى مىكنند نيز در اين سخت‌گيريها مشاركت داشتند و چنان با حرارت در اين كارها مداخله مىكردند كه برآورد مزدى گزاف كه براى مأموران نظارت بر اين‌گونه امور در بغداد و حلب مىپرداختند غيرممكن است . آنها حتى پرتغاليهائى را كه از هند مىآمدند تا از طريق ايران به اسپانيا بروند و سفير ناچار نامه‌هاى خود را بوسيلهء آنها مىفرستاد ، تحت نظر گرفته بودند و با اين‌كه ظاهرا جلوگيرى از فرستادن يا دريافت نامه‌ها براى كسانى كه در ايران با كمال دقت بدين كار مىپرداختند نفعى نداشت و سفير نيز در نامه‌هاى خود جز آنچه لازم بود بنويسند يا عمل كنند توصيه نمىكرد ، مع‌ذلك غيرممكن است بتوان پولى را كه براى فرستادن اين نامه‌ها مطالبه مىكردند باور كرد . تازه ، همين مبلغ كلان را با لج‌بازى و خودپسندى مىپذيرفتند و بهيچ‌وجه به زيانى كه از اين جهت به حيثيت سياسى اعليحضرت وارد مىساختند نمىانديشيدند و فكر نمىكردند كه با اين كار به ملت اسپانيا توهين مىكنند و سفير آن ملت را بين ايرانيان بىاعتبار مىسازند . زيرا اين اعمال در برابر چشم همهء اروپائيانى انجام مىشد كه در اصفهان و بغداد و حلب مىزيستند . بديهى است اگر اين اشخاص مورد حمايت مقامات عاليهء حكومت اسپانيا نبودند چنين آشكارا و بيشرمانه بدينگونه كارها دست نمىزدند . زيرا عاملان اين شياديها نه تنها اعمال خود را پنهان نمىداشتند بلكه ، چنان كه گوئى با اين اعمال خدمتى به شاه مىكنند ، به كارهاى خود مىباليدند . در